مرجعی برای مربیان تربیتی

مرجعی برای مربیان تربیتی

ما معمولا به کسی سرمایه دار می گوییم که طلا، باغ، مزرعه، قالی و برج داشته باشد اما سرمایه دار واقعی کسی است که حدود چهارده میلیون نسل نو دارد. سرمایه دار واقعی، آموزش و پرورشی ها هستند. اینها هستند که تربیت نسل نو را برعهده دارند.
حجت الاسلام قرائتی

تماس با ما

طبقه بندی موضوعی

پیوندها

ابزار نظر سنجی


۹۴ مطلب با موضوع «گلچین خاطرات و تجربه های معلمان و دانش آموزان» ثبت شده است

🔸سالها پیش دانش آموزی که ظاهراً کارش را خوب انجام نداده بود،

مخاطب قرار دادم و گفتم: فردا باید همراه پدرت به مدرسه بیایی. گفت: آقا من پدر ندارم.! ...

یکی دو ماه گذشت...

دوباره به دلیل دیگری این دانش آموز به من ارجاع داده شد، غافل از گفتگوی قبلی،

گفتم: فردا باید با پدرت به مدرسه بیایی... گفت: آقا قبلاً که گفته بودم، من پدر ندارم.!

... شرمنده شدم و عذر خواستم.

.

.

.

امروز بعد از سالها که این دانش آموز را دیدم، این واقعه به خاطرم آمد؛

به کنارش رفتم و بعد از سلام و علیک، دست بر دوشش گذاشتم و گفتم:

فکر می کنم الآن پیش دانشگاهی باشی؛ گفت: بله آقا. گفتم:

خیلی وقته ندیدمت؛ خیلی دوست داشتم دوباره شما را ببینم. گفت: خیلی ممنون.

درواقع میخواستم با زبان بی زبانی یک بار یگر ازش عذرخواهی کرده باشم.

خلاصه اینکه از دانش آموزانتان اطلاعات مناسب داشته باشید تا اینچنین مشکلاتی پیش نیاید.🔸

... با تشکر از جناب آقای محمدحسن صاحبدل ...

مربی تربیتی

🔸چند سال پیش -به عنوان معاون آموزشی- شاگردان ممتاز کلاس ها را به اتاقم دعوت کردم

و از آن ها خواستم که رمز موفقیت خودشان را در یک برگه بنویسند و به من بدهند.

بعد از مطالعه و جمع بندی نوشته ها، ماحصل مطالب این سه نکته بود:

۱) وقتی که از مدرسه به خانه می رسیم، تکالیف مدرسه را همان روز انجام می دهیم. (کار هر روز، همان روز)

۲) درسهای روز بعد را مطالعه می کنیم. (پیش مطالعه)

۳)سر کلاس سعیمان بر این است که مطلب معلم را تمام و کمال دریافت کنیم. (خوب گوش دادن)

ما هم این نکته ها را به عنوان دستورالعمل جزو قوانین مدرسه قرار دادیم و از همه دانش آموزان اجرای کامل آنها را خواستیم.🔸

... با تشکر از جناب آقای محمدحسن صاحبدل ...

مربی تربیتی

یاد دارم که کلاس هشتم بود. زنگِ پرورشی و معلمان آمدند سر کلاس. من در دلم گفتم: ای بابا بازم حرف های تکراری که نماز بخوانید که کلید بهشت است؛ باعث آمرزش گناهان میشود و .... 

معلممان داشت حرف میزد که من هم توجهی بهش نداشتم. داشتم با بغل دستی ام درسِ زنگ بعد را میخواندم. یک لحظه معلممان گفت: من یک حرف میخوام بزنم و میخوام که همه گوش کنن. منم با خودم گفتم: ما که گوشمون از این حرف ها پُره؛ بذار این بار گوش کنیم ببینیم چی میگه.

معلممون گفت: بچه ما در اذان داریم که "حی علی الصلاة" یعنی بشتابید به سوی نماز... یعنی خدا با اون همه عظمتش میگه بیا پیشم تا به سعادت برسی.

منی که تا اون زمان یک رکعت نمازم برای خدا نخوانده بودم، شرمم آمد. 

گفتم: یعنی ما چقدر باید خجالت بکشیم، که خدا میگه بیا سمت من، منی که تو را افریدم ولی ما نریم سمت خدا...

مثل اینکه یه فردی ما را صدا کنه ما نریم پیشش، یا بهش بی تفاوت و بی توجه باشیم... اینقدر بی احترامی به آن فرد بکنیم که انگار نه انگار که تو حرفی زدی...

حالا چه برسه بی احترامی به خدا که خالقِ ما است.

از اون به بعد شروع کردم به نماز خواندن؛ بعد یک ماه تلاش توانستم نمازهایم را کامل بخوانم؛ حتی صبح ها هم بلند میشدم...

من تا قبلش پدر و مادرم هر وقت میگفتن نماز بخوان، توجهی نمیکردم و پشت گوش می انداختم و در مدرسه بدون وضو نماز میخواندم...

الان که یک سال و چند ماه از اون زمان گذشته، هر وقت اسم و یا عکس معلممون رو می بینم، یاد اون حرف زیباش میفتم...

واقعاً هرجا که هست ان شاءالله در خوشی و خرّمی باشه... 

اگه اون حرف زیبا را نمیزدن، من هیچ وقت نماز نمیخواندم.

... با تشکر از آقا عارف از تهران ...

مربی تربیتی

" اگر مدرسه، خانه دوم دانش آموز است؛ خانه، مدرسه اوّلِ اوست... "


در یک موسسه آموزشی، دانش آموزی به علتِ ضعفِ درسی به من معرفی شد.

دختر خانمی بود که کلاس چهارم ابتدایی درس می خواند. گفتند: ریاضی او ضعیف است.

مربی تربیتی

تو جلسه ای بودیم و استادی برامون تدریس میکرد. یه وقت لابلای صحبت استاد، حرفی توجهم رو جلب کرد.

ایشون گفتن:

"... بزرگترین معلمای ما همین بچه ها و دانش آموزا هستن."

مدتی روش فکر کردم و هنوز هم گاهی بهش فکر میکنم که واقعا همینطوره که گفتن...

هر دانش آموزی برای ما حکم یه معلم رو داره؛ با رفتارش، با اخلاقش، با نگاهش، با ...

فقط دو نمونه مثال میزنم:

مثلا دانش آموزی رو تصور کنید که بیش فعاله؛ خوب این باعث میشه که شما درباره بیش فعالی مطالعه و تحقیق کنید... یعنی باعث رشد اطلاعاتی شما در این زمینه میشه...

یا دانش آموزی رو تصور کنید که گوشه گیره؛ این هم زمینه مطالعات و تحقیقات دیگری رو شکل میده و الی آخر...

خلاصه کنم حرف رو...

از بدترین دانش آموزا هم میشه بیشترین درسهارو یاد گرفت...

به دور و بر بهتر نگاه کنیم...

مربی تربیتی

داخل اتاق بودم. تقریبا وسطای زنگ کلاسی بود.

دانش آموزی نگران و مضطرب از اینکه دیر به مدرسه آمده وارد اتاق شد. سلام و علیکی کردیم.

- پرسیدم: تا حالا کجا بودی؟

- با نگرانی بیشتر گفت: خواب موندم.

- (بعد از کمی مکث) گفتم: خواب موندی...!!! فدای سرت... دیگه سعی کن پیش نیاد...

خیلی آروم شد. انگار آب رو ریختی رو آتیش. و خلاصه کنم با همین برخورد ساده خیلی رفتارش با من فرق کرد و بهتر شد.

نکته: البته نمیگم با همه اینطور میشه برخورد کرد.

یکسری از بچه ها هستن، که اگه اینطور بگی بدعادت میشن...

دیگه مربیا خودش باید بدونه کجا چه برخوردی کنه...

مربی تربیتی

پشت پنجره اتاق بودم و حیاط رو نگاه میکردم. یه دفعه اتفاقی دیدم یکی از بچه ها، آشغالِ تغذیه ش رو انداخت رو زمین و بلافاصله پاش رو گذاشت روی اون آشغال. سریع یکی از بچه هایی که تو اتاق کنارم بود رو صداش کردم و گفتم: برو تو حیاط پای فلانی رو کنار بزن، بدون اینکه چیزی بهش بگی آشغال زیرِ پاش رو بردار و بنداز داخل سطل. و گفتم اگرم پرسید چیکار میکنی بگو آقای فلانی گفته. اونم رفت و اینکارو کرد و برگشت. به نظرم این حرکت از مستقیم نهیب زدن و تذکر دادن خیلی بهتر بود برای این دانش آموز.

... ارسالی از گمنام ...

مربی تربیتی

🔸اینکه اصرار کنید کودک قبل از دبستان؛ خواندن و نوشتن را بیاموزد اصلا کار درستی نیست. کودک در پیش دبستانی فقط کافی است با مهارت ها و شناخت های عمومی آشنا شود. مثلا مفاهیم بالا و پایین؛ کم و زیاد؛ شناخت رنگ ها؛ چپ و راست ؛ نظافت و …🔸

... برگرفته از تارنمای روش تدریس ...

مربی تربیتی

تو ماشینِ راه بودم. داشتم خیابونارو نگاه میکردم. یه وقت یه صدای ترمز توجهم رو جلب کرد. کمی اون طرف تر.

بقیه ماشینا هم پشت سرش همینطور زدن رو ترمز و نزدیک بود تصادفای زنجیره ای اتفاق بیفته...

به ذهنم زد شاید این چیزی که دیدم نکته ای رو میخواد به من بگه. بله نکته ای رو خدا به ما یاد داد. و اون اینه که:

کارِ تربیتی هم مثل همین صحنه هستش؛

مربی مثال اون ماشین اولیه ست که اگه اشتباه کنه خیلیارو واژگون و منحرف میکنه...

" طیّ این مرحله بی همرهی خضر مکن

ظلمات است بترس از خطر گمراهی... "

مربی تربیتی

🔸در ارتباط برقرار کردن با نوجوان باید به این نکته توجه کرد که نباید این ارتباط به شکلی باشد که نوجوان تصور کند شما بهش نیاز دارید. (که اگر اینطور شد، باعث دفع آن شخص میشود)

مثلا این عوامل سبب میشه که برخی از نوجوانها فکر کنند که شما به آنها نیاز دارید:

۱؛ زیاد زنگ زدن

۲؛ زیاد توجه کردن تو جمع به یک نفر (مثلا تو هر جایی, اعم از هیأت و اردو و جاهای دیگر؛ آن فرد را مسؤول قرار بدهید)

۳؛ .....

البته باید توجه داشت که این مواردی که گفته شده ؛ زیاد نباید باشد ولی حتما باید مقدار لازمش ، باشد.

و نکته دیگر اینکه برخی بچه‌ها به خاطر شرایط خاص یا داشتن ظرفیت بیشتر ، مجالِ توجهِ بیشتر از معمول را دارند و این اشکالی ندارد. ولی اولاً این افراد کمند و ثانیاً نباید توجهِ زیاد ، جلوی چشمِ بچه‌های دیگه باشه که موجب حسادت نشود.🔸

(ارسالی مخاطبین)

مربی تربیتی

ابزار هدایت به بالای صفحه