مرجعی برای مربیان تربیتی

مرجعی برای مربیان تربیتی

ما معمولا به کسی سرمایه دار می گوییم که طلا، باغ، مزرعه، قالی و برج داشته باشد اما سرمایه دار واقعی کسی است که حدود چهارده میلیون نسل نو دارد. سرمایه دار واقعی، آموزش و پرورشی ها هستند. اینها هستند که تربیت نسل نو را برعهده دارند.
حجت الاسلام قرائتی

تماس با ما

طبقه بندی موضوعی

پیوندها

ابزار نظر سنجی


۱۴ مطلب با موضوع «خنده حلال» ثبت شده است

لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب

بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت؛

توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت :)

**********************

همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم

تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من میفته

مربی تربیتی

شب سیزده رجب بود. حدود 2000 بسیجی لشگر ثارالله در نمازخانه لشگر جمع شده بودند. بعد از نماز محمدحسین پشت تریبون رفت و گفت: امشب شب بسیار عزیزی است و ذکری دارد که ثواب بسیار دارد و در حالت سجده باید گفته شود. تعجب کردم! همچین ذکری یادم نمی آمد! خلاصه تمام جمعیت به سجده رفتند که محمدحسین این ذکر را بگوید و بقیه تکرار کنند. هر چه صبر کردیم خبری نشد. کم کم بعضی از افراد سرشان را بلند کردند و در کمال ناباوری دیدند که پشت تریبون خالی است و او یک جمعیت 2000 نفری را سرِکار گذاشته است. بچه ها منفجر شدند از خنده و مسئولان به خاطر شاد کردن بچه ها به محمدحسین یک رادیو هدیه کردند!

مربی تربیتی

شب جمعه بود. بچه ها جمع شده بودند تو سنگر برای دعای کمیل. چراغارو خاموش کردند. مجلس حال و هوای خاصی گرفته بود. هر کسی زیر لب زمزمه می کرد و اشک می ریخت. یه دفعه اومد گفت: اخوی بفرما عطر بزن ...ثواب داره - آخه الآن وقتشه؟ بزن اخوی ... بو بد میدی ... امام زمان نمیاد تو مجلسمونا. بزن به صورتت کلی هم ثواب داره. بعد دعا که چراغا رو روشن کردند، صورت همه سیاه بود. تو عطر جوهر ریخته بود... بچه ها هم یه جشن پتوی حسابی براش گرفتند.

مربی تربیتی

حاضر جوابی های کودکانه: دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد. معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با اینکه موجود عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد. دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟ معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است. دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم. معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟ دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید.

................................

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد. ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد. از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟ مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود. دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!

مربی تربیتی

ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺗﻮ ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ: ﺭﻧﮓﻣﻮ ﺧﺮﻣﺎﯾﯽ. ﯾﺎﺭﻭ ﺩﯾﺪ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﻮﻫﺎﺕ ﻣﺸﮑﯿﻪ. ﮔﻔﺘﻢ ﺁﺭﻩ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺮﻣﺎ ﻣﺸﮑﯿﺎ. ^__^ ﺩﻭ ﻣﺎﻩ ﺍﺿﺎفه خدمت خوردم ﻫﻤﻮﻥ ﺍﻭﻝ

.....................................

یک احساس بدی دارم . . . . . . زندگی داره به اینترنتم لطمه میزنه!!!!!

.....................................

این که میوه های کشور های استوایی رو میارن یه کشور دیگه اصن خوب نیس! ما یه چی تو مایه های آناناس خریده بودیم، مثل چی نگاش می کردیم همینجوری... دفترچه راهنما هم نداشت.

.....................................

دیشب رفتیم واسه شام غذا بگیریم، طرف میگه میبرین یا عکس میگیرین.

.....................................

مادربزرگم رو بردم دکتر. به دکتره میگه آقای دکتر یه دارویی بهم بده دردم ساکت بشه تا فردا برم پیش یه دکتر درست حسابی! من فقط سقف رو نگاه میکردم |:

مربی تربیتی

تـا حـالـا دقـت کـردیـن هـر چـی بـه اواخـر زمـسـتـون نـزدیـک مـی شـیـم از اوایـلـش دور مـیـشـیـم ... ؟! جـل الـخـالـق ... !! o_O دنـیـا دنـیـای عـجـیـبـیـه ... !! :|

...............

یک مرده می خوره به جدول . . می شینه حل میکنه

...............

من تصمیم گرفتم تعطیلات تابستون برم همه جا رو بگردم.. . . . . . . . . . . . . . . . زیر فرش..زیر تخت..پشت یخچال...

...............

کاش منوی کافه‌ها عکس هم داشتن که بدونیم چی سفارش میدیم. . . . . . . دیروز رفتم کافی شاپ یه dyjxkrqgblp سفارش دادم همون آب خوردن خودمون بود یه زیتون انداخته بودن ته لیوانش..!!

...............

آب قطع شده بود، رفتم از یخچال چن تا شیشه آب برداشتم ریختم تو کولر. بعدا فهمیدم دوتا از شیشه ها گلاب بوده! اشتباهی ریختمش توی کولر. حال و هوای امامزاده گرفته خونمون. فضافوق العاده معنوی شده! نایب الزیاره همتون هستم. دیگه بابام هم دست به کولر نمیزنه. نشسته زیر باد کولر داره زیارت عاشورا میخونه. هرکی حاجتی چیزى داره کامنت بذاره.

...............

یکی زبونش تو عابربانک گیر میکنه، میبرنش بیمارستان ازش میپرسن زبونت تو عابربانک چیکار میکرد؟ میگه کارتمو وارد کردم، گفت زبان خود را وارد کنید...

...............

یادش بخیر کارتون فوتبالیست ها... کاکرو تو دلش میگفت: سوباسا! خوشحالم که باهات مسابقه میدم! سوبا تو دلش جواب میداد: منم همینطور کاکرو! این تازه خوبشه... سوباسا تو دلش میگفت: ما باید ببریم! میزوگی از تو تماشاگرا میگفت: درسته سوباسا...

مربی تربیتی

داشتم اتاقمو جاروبرقی میکشیدم و در حینش، آهنگم گوش میکردم، هندزفری تو گوشم، وُلوم بالا و شروع کردم با جدیت تمام جارو کشیدن. بعد ۵ دقیقه مامانم زد رو شونم!!! هندزفری رو در آوردم گفتم جانم مامان؟ گفت لااقل جارو رو روشن کن.

:- 🔹🔹🔹

 مراحل زندگی شکسپیر شکس نوزاد شکس نونهال شکس نوجوان شکس جوان شکس میانسال شکسپیر اگه کاری ندارید من برم دانشگاه شریف سمینار دارم.

🔹🔹🔹

تبلیغات ماست به زودی . . . . . . . این ماست واس ماس. یعنی ساختش از ماس. شیرش هم از گاو ماس. کارخونش هم از بابایی ماس. نوش جون شما و ماس. ماست واس ماس.

🔹🔹🔹

پلیس راهنمایی رانندگی شهر، برای چندمین بار اعلام کرد: شهروندان عزیز برای آزمون راهنمایی رانندگی، احتیاج نیست ناشتا باشید. لطفاً سوال نفرمایید.

🔹🔹🔹

تو جاده شمال داشتم میرفتم،یه دفعه یه گاو پرید وسط جاده!! زدم رو ترمز و خیلی شاکی دستمو گذاشتم رو بوق، دیدم همینجوری وایساده تو جاده داره نیگا میکنه، اومدم پیاده شم گاوه یه نگا به من کرد، یه نگا به تابلوی محل عبور حیوانات، بعد یه سری تکون داد و رفت!!! اصلا داغونم کرد...

🔹🔹🔹

کاش این فوتوشاپم زودتــــــــــــــــر تحریم کنن ⇜ بفهــــمیم بعضیــــــــــــــــا ⇜ چــــه شکلیـــن

🔹🔹🔹

اﺳﺘﺎﺩ ﻣﯿﮕﻪ ﭼﺮﺍ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﮐﻼﺱ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﻠﻮﻍ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺳﻤﺘﻪ ﭼﭙﻪ !؟ ﮔﻔﺘﯿﻢ : ﭼﻮﻥ ﻭﺍﯾﺮﻟﺲ ﺍﯾﻨﻮﺭ ﺑﻬﺘﺮ ﺁﻧﺘﻦ ﻣﯿﺪﻩ !!!!!! ﺩﭼﺎﺭ ﯾﺎﺱ ﻓﻠﺴﻔﯽ ﺷﺪ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ

🔹🔹🔹

من تو کار این پشه ها موندم اگه یه نقطه اندازه مورچه رو توریه پنجره پیدا کنن، هزارتاشون میان داخل. امان از اون موقعی که بخوایم بیرونشون کنیم. همه پنجره ها رو باز کنیم بازم به شیشه میخورن.

... باتشکر از دانش آموز عزیز متین سلیمانی ...

مربی تربیتی

به بعضیا هم باید یادآوری کرد که اسم دارن رو بچشون می‌ذارن

یوزرنیم انتخاب نمی‌کنن که این‌ همه اصرار دارن کسی برنداشته باشه . . . !

............................................

کارمند تازه وارد به مدیر: جناب! من هرچی در یخچال اداره میزارم سریع خورده میشه ( پنیر” نون” گردو” حلوا” و… ) برای صبحونه فردای خودم چیزی باقی نمیمونه ! مدیر: آقای محترم لطفا فامیلتونو روش بنویسید. کارمند: فامیلم “صلواتیه” روی همه شون نوشتم :|

............................................

زندگیم خوب بود . . . درسم خوب بود . . . کارم رو برنامه بود . . . تو مهمونی ها تو جمع بودم . . . خوابم به موقع بود . . . تا اینکه یه از خدا بی خبری اومد گفت: واقعا گوشیت اینترنت نداره !؟!؟ از خدا که پنهون نیست . . . . ولی خدا رو صدهزار مرتبه شکر که از شما پنهونه !!! وگرنه میذاشتین تو لاین و وایبر و اینستاگرام، الان کل ایران میدونستن !


... باتشکر از دانش آموز عزیز متین سلیمانی ...

مربی تربیتی

یارو رو داشتن میبردن اتاق عمل، ازش میپرسن: همراه داری؟

میگه: آره، خاموشش کردم!!! .

..................................................

یه روزیه نفربنزین میخوره دورحیاط میچرخه مامانش به دکترزنگ میزنه

میگه آقای دکترپسرم بنزین خورده داره دورحیاط میچرخه

دکترمیگه اشکال نداره هروقت بنزینش تموم بشه خودش وایمیسته .

..................................................

دقت کردین ... قدیما مهمون میومد خونمون میگفتن قبله کدوم طرفه؟؟؟

الان تا میان میگن پسورد مودمتون چیه؟! .

..................................................

هواپیما داشت سقوط می کرد. همه داشتن جیغ میزدن به جز یک نفر

ازش میپرسن: تو چرا ساکتی؟ میگه: مال بابام که نیست، بذار سقوط کنه .

..................................................

یارو یک سکه میندازه هوا، شیر میاد، فرار میکنه!! .

..................................................

یه روز یه گنجشک با یه موتوری تصادف می کنه بی هوش می شه،

وقتی به هوش می یاد می بینه تو قفسه،

می زنه تو سرش و می گه: بیچاره شدم موتوریه مُرد!! .

..................................................

از یارو می پرسن دو دوتا چند تا می شه ؟

می گه : چهار تا. چهار تا گردو بهش جایزه می دن.

فرداش میان می پرسن : دو دوتا چند تا می شه؟ می گه : یک گونی!!!!.

..................................................

یارو میره رستوران به گارسون میگه جوجه دارین؟ گارسون میگه آره! ...

یارو میگه دون بدین بهش نمیره.


... باتشکر از دانش آموز عزیز متین سلیمانی ...

مربی تربیتی

برای ورود بر روی لینک زیر کلیک نمایید :

" خنده حلال - سایت لبخند و تلخند "

مربی تربیتی

ابزار هدایت به بالای صفحه