مرجعی برای مربیان تربیتی

مرجعی برای مربیان تربیتی

ما معمولا به کسی سرمایه دار می گوییم که طلا، باغ، مزرعه، قالی و برج داشته باشد اما سرمایه دار واقعی کسی است که حدود چهارده میلیون نسل نو دارد. سرمایه دار واقعی، آموزش و پرورشی ها هستند. اینها هستند که تربیت نسل نو را برعهده دارند.
حجت الاسلام قرائتی

تماس با ما

طبقه بندی موضوعی

پیوندها

ابزار نظر سنجی


متن شماره 1 :

زهره ی زهرا ی علی، فاطمه      همسر و همپای علی، فاطمه
آیه ی رحمت که بود، فاطمه      مایه ی نعمت که بود، فاطمه
فخر زمینی و زمان، فاطمه      جوهر دینی تو بمان فاطمه
شعله ی افروخته ام، فاطمه      چشم به در دوخته ام فاطمه
پرتوی از مهر درخشان تویی      جلوه ای از بذر گل افشان تویی
موجد مجدی و شفابخش دل      مظهر عشقی و صفابخش دل
نورنبی همسفر راه تو       دست علی همره و همراه تو
به نام علیمی که فاطمه ( س ) را دخت گرانقدر محمد مصطفی ( ص ) و همسر علی مرتضی ( ع ) قرارداد.
سلام بر مادر رسالت، همسر ولایت، رحمت حق، گل گلزار نبی، عزیز سرمدی، نور چشمان نبی، عزیز داور، علی را یاور، یگانه گوهر از نسل احمد، خاتون دوسرا، ام ابیها و درود بر شما زنان و مادران مهربان امروز
از فیض نگار، جان هستی به هیجان آمده است و در بزم میلاد مسعود یگانه دخت احمد که یکتاگهری ز بحر سرمد است به یمن ریزش کریمانه ی تحفه ی آسمانی، دایره ی دلدادگی و مستانگی کوثر پیغمبری نقش تجلی زده است و عالم گلشن و دیدگان همگنان روشن گشته است؛ این روز شکوهمند را به همه ی زنان و مادران و نیز شما نازنینان تبریک و تهنیت عرض می نماید. با امید به اینکه با سرافرازی، عزت ، عظمت و حشمت رهرو راه آن بانوی همام باشیم.

ای فاطمه:
دخت نبی هستی و هم یار او ام حسینی و طرفدار او
کان کرم، معدن جود وسخا درج شرف منبع نور و صفا
دست مرا گیر که بیچاره ام کن مددی چاره به یک باره ام
در و صدف از تو نسب یافته اصل شرف از تو سبب یافته
شمع شدم، شعله شدم، سوختم درس وفا را ز تو آموختم
سوری و سنبل خجل از روی توست سوسن و گل منبعث از خوی توست
نور نبی هست هوادار تو دست علی هست نگه دار تو


به نام الهه ی ام ابیها

سلام بر زهره ی زهرا و همسر و همپای علی، سلام بر فاطمه که آیه ی رحمت بود و مایه ی نعمت، سلام بر فخر زمین و جوهر دین، سلام بر فاطمه که پرتوی از مهر درخشان و جلوه ای از بذر گل افشان است، سلام بر فاطمه که موجد مجد و شفابخش دل است هم او که مظهر عشق و صفابخش دل ها و قلب هاست؛ و سلام بر شما دلاورزنان این مرز و بوم.

روز میلاد فرخنده ی باسعادت اسوه ی تمام عیار مکارم و قله ی رفیع فضایل حضرت فاطمه ی زهرا( س ) و هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر بر همه ی شما بانوان فداکار و مهربان همایون باد.



نفس باد صبا، عشق از جنس طلا، دوری و دفع بلا، یاری از سوی خدا همه تقدیم شما. روز زن مبارک

مادرم:

در میان دست هایت عشق پیدا می شود زیر باران نگاهت نسترن وا می شود
با عبور واژه ها از گوشه ی لب های تو مهربانی های قلبت خوب معنا می شود

روز محبوبه ی آفرینش و واسطه ی خلقت خجسته باد.

مادرم:

هر عید تو را غرق صفا می خواهم هر روز تو را کامروا می خواهم
از بهر تو و هر که تو را دارد دوست آرامش خاطر از خدا می خواهم


ای مادر، مهر تو در سینه ی من روی تو نور دل و دیده ی من
قلب پویای تو اندر عالم بهترین گوهر گنجینه ی من
..................................................................................................

متن شماره 2 :

حکایت سپیده

مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی. مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک. مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم و محبت هایت را سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر. فروغ تو تا انتهای زمان جاوید و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد.

..................................................................................................

متن شماره 3 :

بهار زندگی

مادر، تو شکوفاتر از بهار، نهالِ تنم را پر از شکوفه کردی و با بارانِ عاطفه های صمیمی، اندوه های قلبم را زدودی و مرهمی از ناز و نوازش بر زخم های زندگی ام نهادی. در «تابستان»های سختی با خنکای عشق و وفای خویش، مددکار مهربان مشکلاتم بودی تا در سایه سارِ آرامش بخش تو، من تمامی دردها و رنج ها را بدرود گویم. با وجود تو، یأس دری به رویم نگشود و زندگی رنگ «پائیز» ناامیدی را ندید. تو در «زمستانِ» مرارت های زندگی، چونان شمع سوختی تا نگذاری رنجش هیچ سختی ستون های تنم را بلرزاند. مادر، ای بهار زندگی، شادترین لبخندها و عمیق ترین سلام های ما، همراه با بهترین درودهای خداوندی، نثار بوستان دل آسمانی ات باد.

..................................................................................................

متن شماره 4 :

زیباترین ستاره سپاس

مادر! تو جانانه جام بلای ما را نوشیدی و لباس رنج و محنت ما را پوشیدی، اینک، حریر محبت فرزندانت را بپوش و شربت شهد عشق آنان را بنوش. مادرم، در گرامی داشت روزت زیباترین ستاره سپاس را به پاس پاسداری بی کرانت از ما، بر آسمان پرمهرت می آویزیم. روزت مبارک باد.

..................................................................................................

متن شماره 5 :

مادر، کانون عشق

مادر، کانون عاطفه و مهر است و ظرفیت و شکیب کمتری برای تحمل ناگواری ها دارد، لطافت طبعش و ضعف طبیعی او از یک سو، و ناتوانی های فرساینده ای که از به دنیا آوردن فرزند و دیگر رنج ها در او پدید آمده است از سوی دیگر، او را به شدت ناتوان می کند. بی شک او شایسته تکریم، نوازش، عطوفت و خدمت است.

..................................................................................................

متن شماره 6 :

غزل لطیف روزگار

ای مادر عزیز، تو بهترین گل واژه هستی، هستی؛ تو غزل لطیف روزگاری؛ تو دیوان محبت هایی؛ تو سرود جویباری؛ تو اقیانوس عشقی؛ تو دفتر رنج های نامکتوبی. اکنون که من از تو هستی یافته ام جانم فدایت باد!

..................................................................................................

متن شماره 7 :

عاشقانه ترین غزل

مادر، تو کتاب نامکتوب مرارت هایی، تو دیوان محبت هایی، تو ناب ترین واژه شعر خلوصی؛ تو بلندترین داستانِ حماسیِ ایثاری. ای قصیده بلند عشق؛ ای عاشقانه ترین غزل؛ ای مثنوی رنج ها؛ تو بیت الغزل از خودگذشتگی هستی؛ تو قافیه احساس قلب منی؛ تو منظومه بلند فضیلت هایی تو بهترین بیت رباعی محبتی.

مادر، شعر وجود تو را، واژه واژه می نوشم و رعناترین غزال غزل هایم را به سویت روانه می کنم. دو بیتی های احساسم را همراه با شادمانه ترین ترانه فصل های زندگی ام، نثار دل بهاری ات می کنم. ای بهترین شعر زندگی، روزت مبارک باد.

..................................................................................................
متن شماره 8 :

حکایت

وقتی به جهل جوانی بانک بر مادر زدم، دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت: مگر خُردی فراموش کردی که دُرْشتی می کنی؟

چه خوش گفت زالی به فرزند خویش     چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن

گر از عهد خُردیت یاد آمدی که بیچاره بودی در آغوش من

نکردی درین روز بر من جفا     که تو شیر مردی و من پیر زن

..................................................................................................
متن شماره 9 :

زلال هرچه عشق

مادر! تو پروانه دشت ایثاری؛ شمع فروزان محفل مایی؛ تو عطر خوش بوی همه گل هایی. در ژرفای دیدگانت، رودی از محبت موج می زند و دستان مهربانت سهمی از سخاوت آفتاب دارد. تو چون دریا بی دریغ، پایان نداری. تو زمزمه هرچه محبتی؛ عطر هرچه رازی؛ زلال هر چه عشقی؛ تو بلور شفاف خلوصی؛ وسعت بی کران مهربانی و صبری.

من لطافت نسیم، سیپدی سپیده، نستوهی کوه و صداقت آیینه را در تو می نگرم. مادر، گلبرگ ها بر دستانت بوسه می زنند؛ دریاها به تو غبطه می خورند؛ بادها نام تو را تا عرش خدا می برند؛ و ملکوتیان بر تو درود می فرستند. خدا بهشتش را به زیر پای تو می بخشد. تو به راستی شکوه مندترین واژه شگرف آفرینشی.

..................................................................................................

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ابزار هدایت به بالای صفحه